سلطان محمد ميرزا قاجار

200

سفرنامه سيف الدوله ( معروف به سفرنامه مكه ) ( فارسى )

هموار ، همه‌جا محل زراعت و مزارع است . بعضى جاها كه آب شط بر روى زمين پهن مىشود ، درختهاى بيد و سفيدار جنگلى بسيار دارد . همه‌جا اردك و اقسام مرغابيها بسيار است . آبادى موصل در سمت جنوب شط بر زمين بلند واقع است . هواى اين ملك زمستانش چندان سرد نمىشود و تابستانش به شدت گرماى بغداد نمىرسد . در عهد سلاطين عجم يكى از شهرهاى بسيار معتبر دنيا بوده است . حالا بلده‌اى است . [ 123 ب ] پل موصل نزديك به آبادى شهر موصل ، آب شط زياد عريض مىشود ولى بعضى جاها چندان عمق ندارد . روبروى آبادى شهر در جايى كه آب عميق نيست ، به امر دولت عليّهء عثمانى پلى طولانى از سنگ تراشيده ساخته‌اند تا به جايى كه عمق شط زياد مىشود . از جاى عميق جسرى متصل به پل كرده ، سر ديگرش را در آبادى شهر بسته‌اند . مردم عبور و مرور مىنمايند . بناها بناهاى اين شهر از سنگ و آجر و گل ، هركس به قدر وسعت خود جايى ساخته است . خانه‌هاى معتبر ندارد . سه طرف شهر كه خشك است ، قلعهء مندرس مخروبه دارد . چند مسجد و مناره دارد . هيچيك قابل نيست . كاروانسراها و حمامهاى خيلى كثيف دارد . بازارهايش تنگ و نجس ، كوچه‌ها تنگ [ و ] بعضى پست و بلند [ است ] . با اينكه كوچه‌ها سنگفرش است در بارندگى آن‌قدر گل مىشود كه حركت در آنها مشكل است . دولت عثمانى سمت شرق در خارج شهر [ 124 آ ] كنار شط ، سرايهء حكومتى ، قشلهء نظام ، توپخانه و تلگرافخانه ساخته است . مقابل سرايه ، كنار شط مسجدى است كه قدرى از آن را آب برده است . سمت جنوب شهر دور از ولايت ، كوه است .

--> - مىگذشت و در محل موسوم به بلد ، كه امروز آن را اسكى موصل يعنى موصل كهنه گويند ، در چهار فرسخى موصل كنونى دو راه مىشد » . ( همان كتاب ، ص 107 ) .